|
روزهای برفی
|
||
|
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم |
مگه خنده داره؟؟؟/ روحم درد می کنه. هر کاریش می کنم خوب هم نمی شه.
به نظر شما چه کار باید بکنم؟؟
آنهم با توجه به نزدیکی امسال تاریخ این دو روز ....
بی اختیار یاد قلعه حیوانات جورج اورول می افتم.
به این خاطر که آنها در تابستان کاری انجام نمی دهند. این حرف اینقدر مضحک بود که به جوک محافل تبدیل شد.اما چند روز است که برای من این سئوال مطرح شده که حقوق آقای گشت ارشادی که روی پله های متروی هفت تیر می ایستد تا خواهران بدحجاب را شناسایی کند چقدر حلال است؟؟؟
شاید حلال و حرام هم معانی دیگری پیدا کرده ما نمی دانیم!!!
کاش می شد از بعضی روزها فرار کرد...
شاید هیچ وقت
چند سال است که باد لای موهام نپیچیده است
.
.
.
دیپلماسی این کشور هم مثل اجتماعیات آن. بهداشت و آموزش و فرهنگ وهنر و همه چیز آن به هم ریخته و نتیجه خودخواهی مسئولان است.
به قول آرمان همه چیزمون به هم می آد.
کش دار کردن موضوع هسته ای.دخالت در موضوع عراق و لبنان و ...
حالا می فهمم که چرا توسعه نمی یابیم ...
.
.
.
آسمان گریست
هیچ وقت
خسته نمی شود
۷۸ بود
و حالا ۸۷
چه بازی ای می کنند اعداد با ما !!!!!!!!!!!!!!
|
|