تبليغاتX
روزهای برفی
 
روزهای برفی
 
 
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم
 
روحم درد می کند

مگه خنده داره؟؟؟/ روحم درد می کنه. هر کاریش می کنم خوب هم نمی شه.

به نظر شما چه کار باید بکنم؟؟

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 14:59  توسط زینب اسماعیلی  | 
چرا تلویزیون روز فوت آیت الله خمینی را به تاریخ شمسی «۱۴ خرداد» و روز تولدش را به تاریخ قمری «روز تولد حضرت زهرا» اعلام می کند؟؟؟؟؟

   آنهم با توجه به نزدیکی امسال تاریخ این دو روز ....

 بی اختیار یاد قلعه حیوانات جورج اورول می افتم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:53  توسط زینب اسماعیلی  | 
یادتون هست که چند وقت پیش این موضوع مطرح شد که حقوق تابستان معلمان حرام است!!!

به این خاطر که آنها در تابستان کاری انجام نمی دهند. این حرف اینقدر مضحک بود که به جوک محافل تبدیل شد.اما چند روز است که برای من این سئوال مطرح شده که حقوق آقای گشت ارشادی که روی پله های متروی هفت تیر می ایستد تا خواهران بدحجاب را شناسایی کند چقدر حلال است؟؟؟

شاید حلال و حرام هم معانی دیگری پیدا کرده ما نمی دانیم!!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 19:40  توسط زینب اسماعیلی  | 
گاهی آنقدر تلخ تلخم که ....

کاش می شد از بعضی روزها فرار کرد...

شاید هیچ وقت

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 16:25  توسط زینب اسماعیلی  | 
امروز دوباره یادم آمد

چند سال است که باد لای موهام نپیچیده است

.

.

.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:58  توسط زینب اسماعیلی  | 
چند وقتی است که وارد حوزه دیپلماسی شده ام. حوزه جالبی است اما باز هم تلخ .

دیپلماسی این کشور هم مثل اجتماعیات آن. بهداشت و آموزش و فرهنگ وهنر و همه چیز آن به هم ریخته و نتیجه خودخواهی مسئولان است.

به قول آرمان همه چیزمون به هم می آد.

کش دار کردن موضوع هسته ای.دخالت در موضوع عراق و لبنان و ...

حالا می فهمم که چرا توسعه نمی یابیم ...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:9  توسط زینب اسماعیلی  | 
آنقدر بغض کرده بودم که

.

.

.

آسمان گریست

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:54  توسط زینب اسماعیلی  | 
پرده از بازی با باد

هیچ وقت

خسته نمی شود

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:18  توسط زینب اسماعیلی  | 
همین چند روز پیش بود انگار

 ۷۸ بود

و حالا ۸۷

چه بازی ای می کنند اعداد با ما  !!!!!!!!!!!!!!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط زینب اسماعیلی  | 
انگار  کلمات درونم ته کشیده است

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:25  توسط زینب اسماعیلی  | 
 
  بالا