جمعه هشتم خرداد 1388
باز حادثه جدید در زاهدان. تاسف آور است که این گروه مذهبی را نمی توانند آرام کنند.
خواهر زاده ام اول راهنمایی است و چند سالی است در زاهدان زندگی می کنند. امشب به من گفت:« خاله اگه من رئیس جمهور بودم همه سنی ها را می کشتم»
نتیجه مدیریت دوگانه در این گونه مناطق، جز این نیست.
قرار بود سنی و شیعه برادر و خواهر باشند!!!.
نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 2:52 | لینک
|
چهارشنبه ششم خرداد 1388
می هراسم. از نتیجه این انتخابات می هراسم. نه از نتیجه انتخابات که آن؛ به جای هراس، تمام وجودم را می لرزاند.
می هراسم از حرف هایی که قرار است بعد از انتخابات زده شود، از آنها که همیشه فکر می کنند، همه چیز را فتح می کنند و این بار هم فتح الفتوح کرده اند. از سخنرانی های فاتحانه مقامات می هراسم و بی رودر بایست بگویم، حوصله ام سر ر فته است. خسته شده ام از اینکه، تمام زندگی ام را در دست به دست شدن قدرت، این یا آن، از دست بدهم.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 15:16 | لینک
|
