سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387
باورت می شه توی شهر به این بزرگی و درندشت که راحت ترین کار تو اون گم شدنه دو نفر کوچه ای برای بوسه های مخفی داشته باشن!
گمش کرده بود. نمی دونم چرا؟ دوباره پیداش کرد. اما این بار بدون بوسه
و حتی بدون شریک اون بوسه های مخفی.
(شاید یک روز ادامه اش را بنویسم)

نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 1:17 | لینک
|
