تبليغاتX
روزهای برفی - نمایشگاه نفتی
روزنامه نگاری خوانده ام،فعلا هم با روزنامه نگاری زندگی می کنم اما مطمئن نیستم روزنامه نگار باشم

امروز رفته بودم نمایشگاه نفت و گاز و پتروشیمی.

این خوان پر نعمت نفت که گسترده شده چقدر مهمان دارد. از رنگ رز و بشکه ساز تا به قول خودشان اپراتور نفتی....

هیچ خبری از آنهایی که در ظل گرمای عسلویه کار می کنند و این پروژه ها را به اینجا می رساننند نبودُ آدم از بی معرفتی نظام سرمایه داری چندشش می شود. پا می گذارد روی گرده کارگر و می رود بالا بدون توجه با  اینکه تو چشم اونی که پایینه داره خاک می ریزه....

یک نمایشگاه عکس یکصد سالگی نفت هم بود که می خواست نشون بده ما سال های سال تنها کارگر انگلیسی ها بودیم و ... ولی واقعا به طرز توهین آمیزی تکرار می کرد کارگر بختیاری. انگار کارگر بختیاری از سر میل تن داده به اینکه پایه دوربین مهندس انگلیسی رو به دوش بکشه... این طور نیست وقتی ملتی رو گشنه و بیسواد نگهداری اون مجبوره هر جور که شده خودش رو سیر کنه. اولین راه هم کارگریه.فروختن زور بازو.

فکر می کنید از این سال های به قول خودشون پر افتخار از این عکس ها چاپ نمی شه؟ احتمالا نه . چون این سال ها با بیع متقابل دادن چاه هامون رو بتراشن و ببرن. خودشون هم تو سایه نشستن و ...

نوشته شده توسط زینب اسماعیلی در ساعت 20:23 | لینک  |